|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
این وبلاگ دیگر جای امن و راحتی نیست. خیلی حرف ها را نمی شود گفت اینجا. خیلی مسائل را نمی شود مطرح کرد. هر روز محدود تر می شوم. یک دلیل عمده هم ندارد این قضیه، دلایل رنگارنگی دارد که هر کدام در جای خود به نوعی تاثیر خود را می گذارد. دیگر طوری شده که موقع نوشتن باید تمامی خوانندگان را تا آنجایی که ذهن یاری می کند به خاطر آورد که مبادا این جمله ناراحتشان کند، مبادا از این جمله برداشت سوء ، استفاده سوء بکنند. مبادا پس فردا ذهنشان را ابهام بردارد، مبادا بگویند فلانی نزاکت و ادب ندارد، مبادا...مبادا...مبادا....
وگرنه حرف برای گفتن زیاد است. درد دل است، دغدغه است، نوستالژی است، خاطره های تلخ و شیرین است، انتقاد است ، تمجید است. اما سخت بتوان خاطر همه را خشنود نگه داشت با بعضی مطالب. این روز ها همه برای دیگران وبلاگ می نویسند و برای خودشان وبلاگ می خوانند. کسی با این دید نمی رود توی یک وبلاگ که یک عقیده و نظر شخصی را بخواند. همه می روند که یک فتوای دسته جمعی بخوانند، یک کنایه و متلک بخوانند.
وگرنه حرف برای گفتن زیاد است...