|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
لباسش لبه ی شومینه افتاده، شلوارش روی مبل است.آرام زمزمه می کند. دود سیگارش را هورت می کشد، بهانه هایش را می گیرد و به فضا تف می کند.دود سیگار سلانه سلانه در هوا پیچ و تاب می خورد و به لوستر می رسد.بعد پا می شود و زمزمه اش را بر می دارد و با خودش به دستشویی می برد.