|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
به جرأت می توانم بگویم یکی از موذی ترین پدیده های موجود حافظه است. خواب که ندارد هیچ، خستگی هم نمی شناسد. یک پدیده کاملا خودآگاه که مهارش زیاد آسان نیست. مدام به واکاوی بایگانی اش مشغول است و شانس بیاوری که سوء سابقه ای پیدا نکند وگرنه همچون پتکی 24 ساعته بر سرتان می کوبدش و بعد از مدتی بالا و پایین پریدن انگار که ارضاء می شود تا مدتی می رود پی کارش، اما ساده ای اگر فکر کنی دیگر سر و کله اش پیدا نمی شود. این تازه اول ماجراست، از شما آتویی دارد که هروقت بخواهد بدون در زدن وارد زندگی تان می شود و الباقی ماجرا که +18 می شود و این مکان پتانسیل نمایشش را ندارد... حالا از بد روزگار و پیشانی سیاه و بخت " کج " حافظه ی ما را مرد تنومندی تصور کنید که بادی بیلدینگ کار است و گردنی دارد که تبر نمی زند.
آن وقت دوستان قدیم و جدید ساده انگارند که فکر می کنند این مرد تنومند و موذی و خوش ذوق و خوش چهره گذشته های دور و نزدیک را فراموش می کند و افراد و پرونده هایشان را از یاد می برد.