|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
فکر کن دوستت ازت توقع داره اون لباس خوشگلتو که کلیم پول براش دادی و خیلیم دوسش داری رو بدی بهش که بره باهاش عروسی.فکر کن دوستت ازت توقع داره کلید ماشین باباتو بدی بهش که بره مسافرت.فکر کن دوستت همیشه توقع داره تو زنگ بزنی و حالشو بپرسی.فکر کن دوستت توقع داره همیشه تو جمع بدون توجه به اینکه حق با کیه از اون پشتیبانی کنی. فکر کن دوستت توقع داره هر اتفاق خصوصی تو زندگیت می افته بری بهش بگی. فکر کن دوستت ازت توقع داره تورو همیشه در حال فداکاری کردن برای خودش ببینه.فکر کن دوستت توقع داره...
خوب چه اشکال داره؟ حالا فکر کن تمام این توقعات رو تو ازش داری اصلا!..مگه منو دوستم داره؟
آره، اشکال داره عزیزم.اشکال داره جونم!باور کن همین توقعات بیجاست که امروز شده مایه ی دردسر دوستی های ما! باور کن همین توقعات بیجاست که نمی ذاره سنگ رو سنگ بنده بشه.باور کن همین خود خودخواهیه که نمی ذاره 2 تا دوست یا یه جمعی از بودن در کنار هم لذت ببرن.
واقعا نمی تونم درک بکنم افرادی رو که از زمین و زمان متوقع اند! همه ی کائنات باید در جهت رفع خواسته های اونا حرکت بکنند.اگه نه بشنون که دیگه مصیبت!
اگه فکر می کنین یه رابطه ای با فرد یا گروهی دارین که توش توقعات بی جا موج می زنه سریع بند رابطه رو شل کنین تا به تعادل برسه!
زندگی را دوست می دارم، مرگ را دشمن
من اما دوستی دارم کزو خواهم به دشمن التجا بردن
"اخوان "
سفر های گالیور
آقا این خلیج نایبند رو ما رفتیما، ولی نمی دونم چرا با فیلما یکم فرق داشت!!!..یعنی فیلمیتش کم بود! این محمود و روزبه هم که هی غر می زدن که : ما می دونیم که می میمیریم...هیچ امیدی وجود نداره!
هرکی تونست یه خانم که سنش زیر 20 باشه پیدا کنه واسه من که اسم یکی از وزرای کابینه دولت رو بلد باشه یه جایزه خوب داره پیش من.
اینجا بوشهر است، سال 1388
همیشه بنا را بر این نهادم که پس از انجام کار بزرگی – که توفیری ندارد زمینه اش چه باشد و در چه سنی انجام شود – دستم را به عنوان فردی که رسالتش را در این دنیا انجام داده و دیگر اینجا کاری ندارد بلند کنم.سال 87 تمام شد و سال 88 هم آمد، اما هنوز آن کار بزرگ که نمی دانم چیست و یا چه باید باشد انجام نشده.ترسم از این است که سال ها پی در پی بیایند و بروند و همچنان سر ما بی کلاه بماند.قدر مسلم اگر قرار به همین روال باشد که تا دنیا دنیاست آن کار نشدنیست.
انجام هر کار بزرگی نیاز به زیر ساخت دارد.اینترنت سرعت بالا نیاز به زیر ساخت ارتباطی قوی و مدرن مثل فیبر نوری دارد.توسعه ی حمل و نقل تابع توسعه ی جاده های مواصلاتیست و انجام یک کار سترگ فردی نیاز به زیر ساخت های فکری و عقیدتی قوی دارد.به شخصه چندین سال است تحت یک پروژه ی خودآگاه روی این قضیه کار کرده ام و اما نتایج آن چندان رضایت بخش نیست. در توسعه ی جاده های مواصلاتی تزریق پول و تکنولوژی راه گشاست و در تقویت بنیان های فکری تزریق اراده!
و حالا سال 1388؛
سیاست بکوب تا کوبیده نشوی کهنه شده . سیاستی که استراتژیش تهاجم برای تداوم است.راهبرد امسال با کمی اغماض شاید این باشد : درک کن ، جذب کن ، مقتدر باش.
اینجا بوشهر است، سال 1388، سال پدیده ها