تبليغاتX
طفر
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
 

 

 

اینکه من می تونم عاشق خیلی ها باشم و عاشق و طالب خیلی چیزهای دیگه مهم نیست، مهم اینه که من هر جا باشم بازم عاشق همینا هستم.مهم اینه که اینا رو خودم پیدا کردم نه محیط بهم تحمیل کرده که حالا با رفتن به یه محیط دیگه همه رو وا بدم.تو به این میگی تحجّر.باشه قبول.اما این تحجّر به مراتب برام ارزشمند تر از اینه که یه تجدّد خواه آفتاب پرست وار باشم که قرار همه جا همرنگ محیط باشه.من به این می گم حماقت، نه تجدّد.به توام میگم احمق خودباخته و نه متجدّد روشنفکر.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 20:3  توسط میلاد  | 

 

 

برای من داشتن خیلی چیز ها ارزش است،همانطور که نداشتن خیلی چیزها. دلم برای خیلی ها می سوزد، همانطور که برای خیلی ها نمی سوزد.

دلم برای آنهایی که نمی دانند داشتن خیلی چیزها ارزش است می سوزد و برای آنهایی که نمی دانند نداشتن خیلی چیزها ارزش است نمی سوزد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:5  توسط میلاد  | 

 

 

هیچوقت ماشین را نمی بردم این یکی کارواش.اما این بار نه وقت زیادی داشتم نه حوصله ی قابل توجهی. ماشین را به همین کارواش نزدیک خانه بردم.متوجه نگاه های یکی از جوان هایی که ماشین می شستند شده بودم.کمی فکر کردم، اما چیزی که یادم آمد مورد زیاد جالبی نبود.جوانک هم کلاسی دوران دبستانم بود.او هم انگار چیز کمی یادش آمده بود.کمتر از من.اما من هر چه بیشتر فکر می کردم بیشتر یادم می آمد.به خصوص اینکه اصلا پیش بینی نمی کردم روزی او را در این شغل ببینم.این که همه ی شغل ها شریفند و کار هم که عار نیست را می دانم، اما خوب شأن بعضی ها با بعضی کارها جور در نمی آید.امیدوار بودم ماشین من به او سپرده نشود که متاسفانه اینطور نشد.سعی کردم با غریبه جلوه دادن خودم از شناخته شدن شدنم جلوگیری کنم.اتفاق خاصی نیافتاد.انعامش را هم دادم و رفتم، اما بار دیگر ثابت شد که معلوم نیست هر کدام از افراد جمعی که تویش هستیم چندین سال دیگر به کجا پرت شده باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:19  توسط میلاد  | 

 

 

کلنجار که پایان یافت دستش را روی دست او گذاشت.کمی دستش را فشرد و سرش را به صندلی تکیه داد.با دست دیگر سعی  می کرد موزیک خاصی را از انبوه موزیک های توی سی دی پیدا کند.بعد از چند دقیقه تلاش توی سکوتی سنگین این موزیک را تا ابد شنیدند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 10:46  توسط میلاد  |