|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
با این حساب باید 2500 سال دیگر صبر کرد آقایان!
ما فقط 30 سال از این 2500 سال را طی کرده ایم.الان فکر کنم نوع تمدن ما دیگر به " یکجا نشینی" شبیه شده باشد.احتمالا آقای سر دسته هم می تواند حضرت کوروش کبیر باشد.فقط باید گشت یک " مشهد مرغاب " برای به خاک سپردن ایشان پیدا کرد.
پیشنهاد من قم است.( این پیشنهاد برای افزایش ضریب پخشندگی توریسم بسیار مناسب است)
با این شعور سیاسی عوام ما که در حد " ورد کلاس " است و این حضور در صحنه، انرژی هسته ای که سهل است، کل ما یملک از دست رفته ی ما در زمان کوروش هم حق مسلم ماست.
با این اهداف و انگیزه ی بزرگ برادران و خواهران ما برای رای دادن از قبیل : سهولت مهاجرت به خارج، سهولت کاریابی، سهولت پیدا کردن دانه برای مرغ و خروس، سهولت گرفتن وام، سهولت گرفتن کوپن روغن و سهولت زندگی آرام و بی تفاوت در نیاوران باید منتظر خبرهای جدید بسیار خوب بود.مثلا اینکه در دوره ی بعد انتخابات مجلس بشنویم که : از آنجایی که ما می دانیم درصد حضور مردم در صحنه ی انتخابات چقدر است و رای آنها هم مسلما معلوم است برای جلوگیری از اسراف انتخابات برگزار نمی شود.
خوب شد ما در زمان برگزاری این انتخاب بیش از 10 فرسخ از محل زندگی فاصله داشتیم و مجبور شدیم! این فریضه ی شرعی را شکسته بجا بیاوریم.
پانوشت پست قبل :
بله, رفتن به دنبال علاقه الزاما موفقیت در پی نخواهد داشت.اما شما چه فرآیندی را می توانید پیشنهاد کنید که پیگیری آن احتمال موفقیت بیشتری خواهد داشت؟...بله...احتمال!...هیچوقت نمی توان نسخه ی قطعی برای موفقیت و خوشبختی انسان پیچید.همه چیز احتمال دارد...همه چیز نسبی است در مورد موفقیت انسان ها.کسی نمی تواند انکار کند که خاستگاه علاقه، وجود مایه های درونی از آن علاقه است( البته منظورم علاقه های رنگارنگ نیست.اصلا کشف علاقه ی صحیح هم خودش یک بحث است).پس انسان با پیگیری علاقه به پرورش یک ذات درونی می پردازد که طبیعتا احتمال موفق شدن در این مورد بیشتر است.
در مورد بخش دوم همانطور که برای یکی از دوستان توضیح دادم, موفقیت مورد نظر از نوع آسمان خراشی! در نپریدن است.موفقیت آن استحاله ای است که باعث نپریدن و فهمیدن دلیل نپریدن و باز گشت به زندگی می شود.
حالا بروید اُرت بدهید باز !
شما دو بار در زندگی فرصت دارید که موفق شوید.یک بار آن موقعی است که می توانید به دنبال علاقه تان – هرچه که هست – بروید و بار دیگرش موقعی است که در 20 سالگی بالای یک آسمان خراش ایستاده اید و یک تسبیح توی دستتان است و مدام می گویید : بپرم...نپرم....بپرم....نپرم.....
موقعی که من داشتم قولنج انگشت هام رو می شکوندم تا تو خلسه فرو برم تو توی خاکریز داشتی پاهای قطع شده ات رو از زیر آوار می کشیدی بیرون و جفت جفت کنار هم می گذاشتی تا بتونی یه روز به من هدیه شون کنی و من هنوز نفهمیدم چرا توی یکی از پاهات جوراب نبود.
پست موزیکال
ترانه : Wake Me Up When September Ends
آرتیست : GREEN DAY
آلبوم : "American Idiot" (2004)
برای شنیدن آهنگ بروید پایین صفحه و روی Music on کلیک کنید.آهنگ بصورت اتوماتیک دانلود می شود در سیستمتان و بعد هم خودش اجرا می شود.حجم آهنگ هم 814 کیلو بایت است.پس نباید زیاد طول بکشد!
اگر ادعای سرعت بالایتان هم می شود بروید اینجا ویدئو کلیپش را هم ببینید و حال نمایید!!!
این هم متن ترانه :
Summer has come and passed
The innocent can never last
wake me up when september ends
like my fathers come to pass
seven years has gone so fast
wake me up when september ends
here comes the rain again
falling from the stars
drenched in my pain again
becoming who we are
as my memory rests
but never forgets what I lost
wake me up when september ends
summer has come and passed
the innocent can never last
wake me up when september ends
ring out the bells again
like we did when spring began
wake me up when september ends
here comes the rain again
falling from the stars
drenched in my pain again
becoming who we are
as my memory rests
but never forgets what I lost
wake me up when september ends
Summer has come and passed
The innocent can never last
wake me up when september ends
like my father's come to pass
twenty years has gone so fast
wake me up when september ends
wake me up when september ends
wake me up when september ends
[ www.azlyrics.com ]