تبليغاتX
طفر
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
 

 

کافیست اراده کنی که کاری را انجام دهی، هرچه از مشکلات عالم هست به سویتان روانه می شود.

 

باور نمی کنید؟...امتحان کنید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 20:21  توسط میلاد  | 

 

 

عده ای خالصانه دعا می کنند و عده ای پشت این تزویر تا دنیا دنیاست نون می خورند.عده ای هرآنچه که هستند زندگی می کنند و عده ای هرآنچه نیستند.عده ای مرغ همسایشان غاز است و عده ای دیگر خاک پایشان طلا.درون این پاتیل بزرگ مغلمه ای از خوبی ها و بدی ها غل می خورند, تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:45  توسط میلاد  | 

 

 

 

 

 

نمی دانم خوب است یا بد اما تا میزبان شخصا برای مراسمش – حالا هرچه می خواهد باشد – از بنده دعوت به عمل نیاورد آسمان را هم به زمین ببافند پا به آن مراسم نمی گذارم.

 

خیلی ها عادت دارند با پیغام و پسغام دعوت می کنند. مثلا یک بنده خدایی برای افطاری غیر مستقیم از ما دعوت به عمل آورد که بنده طبق عادت و بدون کوچکترین ناراحتی به مراسمش نرفتم بعد افطار تلفن می کند بنا را بر داد و هوار که بی معرفت به سفره ی فقرا چرا پا نمی گذاری؟!! گفتم اولا نه سفره ی شما و نه مهمانان شما آنچنان هم که کم لطفی می فرمایید فقیر منشانه نیست و ثانیا اگر جنابعالی اینقدر اصرار داشتید که بنده حضور داشته باشم علاجش یک تلفن ناقابل بود که قصور کردید.

البته این مثال کوچک و بدون دردش! بود. یکی و دوتا مراسم عقد و عروسی نزدیکان درجه یک را به همین شکل پیچاندیم که تا امروز قضیه دنباله دارد. البته هیچوقت بابت نرفتن به مراسمشان عذر خواهی نکردم.چون می دانم یک تلفن زدن نه وقتی می گیرد و نه خرجی دارد.کارت دعوت و اینها همه کشک است. به همت تکنولوژی امروز انواع اقسام راه های ارتباطی هم وجود دارد که عذر آوردن را قدغا می کند.

 

دعوت به این شیوه کمال احترام به مهمان را می رساند و بنده چون همیشه این کمال را رعایت می کنم متقابلا هم انتظار دارم.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:7  توسط میلاد  | 

 

 

 

پول، پول, پول

 

 

 

خوب البته بستگی دارد چطور به قضیه نگاه کنی!

 

اگر بخواهی این پول را در کار سیر و سلوک و عرفان بیاندازی, هرچند طبقه هم که بخواهی بزنی زیاد مایه نمی خواهد.ریاضت کشیدن هم که خرجی ندارد. " خرج معکوس " است.خوب حال می ماند زندگی طبیعی در دنیا که این یکی به بیخ ریش ابیضمان قسم که پول لازم دارد.والا از همان اولش که چشمت را روی آقا یا خانم دکتر باز می کنی تا آن لحظه که توی خاک می گذارند باید پول خرج کنی.

 

حالا مسئله اینجاست که بدانیم مفهوم نداشتن پول چیست؟

 

خوب یارو گونی گونی تراول توی حسابش است بعد می خواهد یک زیر دریایی اتمی با هفت اژدر افکن بخرد. پولش کم می آید می گوید پول ندارم!..خوب این یک مدلش است.

یاروی دیگر باز گونی گونی پول دارد همسرش می گوید 200 تومن بده من برای این بچه یک " قا قا لی لی " بگیرم که گریه نکند.یارو می گوید نکن اینطور بچه بد عادت می شود. پول نداریم!..این هم یک جور دیگرش است.

یک جور دیگرش هم این است که یارو دارد می میرد. کلیه لازم دارد.می گویند برو کلیه آزاد بخر تا سقط نشدی..می گوید پول ندارم.

اما یک مدلش هست که خیلی با حال است.یارو بابا ننه اش کارمند دولت است.آپارتمان 2 خوابه ای و پرایدی و یک قوت غالبی و یک لباس مناسبی در خانه شان هست.پسر خانواده توی خیابان تویوتا کمری دیده, آمده خانه زور روی سر پدر بیچاره می آورد که یالا تویوتا کمری بگیر!..پدر بیچاره هم با عجز و ناله می گوید والا بلا پول ندارم!...

 

به اعتقاد من این حالتش خیلی ناجور است. جالب اینجاست که توی مملکت ما این حالت از اکثریت قابل توجهی برخوردار است.این تنها حالتیست که برای تمام اعضای خانواده گران تمام می شود.

 

یاد بگیرید خرجتان با دخلتان تطبیق داشته باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 12:3  توسط میلاد  | 

 

 

 

یک بعد زندگی بازی با اعداد است.باید رابطه شان را کشف کنی و بعد ببینی که چقدر زیبا همه ی این رابطه ها به جواب هایی معقول و قابل پیش بینی می رسند.خاصیت استفاده از رابطه ها این است که به شدت درصد ریسک پذیری را پایین می آورد البته نه به این معنا که ریسک چیز بدیست.نه ! اما مسلما پایین آوردن درصدش چیز بهتریست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:58  توسط میلاد  | 

 

 

دكتر غلامرضا جمشيد نژاد می گوید :

 

 

بعد از فتح مغرب, مسلمانان درپى فتوحات ديگرى بودند تا زمينه نشر اسلام را هرچه بيشتر فراهم آورند. آمادگى مسلمانان و بروز شرايط مناسب, زمينه فتح يكى از مناطق وسيع يعنى اندلس را ممكن ساخت و با فتح آن, اسلام تمام اين منطقه را فرا گرفت.

 

 

خوب پس این چه " لا اکراه فی الدینی" است؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 12:41  توسط میلاد  | 

 

 

ما هم " اِی دی اس ال" دار شدیم!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12:17  توسط میلاد  | 

 

 

این قضیه ی رسانه مند بودن غرب و در دست داشتن تریبون های تبلیغاتی انگار درد ۱۰ سال و ۲۰ سال پیش نیست.بر می گردد به دوران قرون وسطی.

مثلا شما شخصی به نام " سلیمان تاجر سیرافی" می شناسید؟ خوب ۱۰۰ البته که نمی شناسید. این آدم حدود ۴۰۰ سال قبل از مارکوپولو یعنی در سال ۸۵۱ میلادی دست به سفر سیاحتی زده و سفرنامه ای هم دارد که در موزه ی ملی پاریس نگه داری می شود.ولی همه ی دنیا سیاحت کلاسیک را با مارکوپولو می شناسند.

خیلی مسخره است بخدا.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:52  توسط میلاد  |