تبليغاتX
طفر
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
 

 

 

 

 

" تولدم مبارک"

 

 

         " من چند صباحی پیش در شب یلدا به دنیا آمده ام "

 

 

 

                                                       " تولدم مبارک "

 

 

 

 

 

میلاد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:12  توسط میلاد  | 

 

 

The emperor is dead

 

 

پشت به دوزخی کرده اند که امروز دیگر همه مان را احاطه کرده.

تاریخ مصرف من گذشته.تخمیر نزدیک است.

می توانم اشکی را در چشمانم ببینم که در حال یخ بستن است.

گاه و بی گاه سر رشته ی توده های وهم آلود ذهنم را در چاهی می یابم که آبش خشک شده.

اینجا خانه ی آخر است.

خانه ی آخرت.

رو در روی سنگی گچی حرفهایم را می جوم و سپس تف می کنم.

کمی درنگ

کمی ترس

ذره ای انگیزه

از مردن امپراطور روحم اطمینان حاصل کرده ام

 

بله

 

امپراطور مرده است.

 

 

" پاره ای از یادداشت های سوخته ی ذهنی آلوده به ایدز "

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:47  توسط میلاد  | 

 

 

محمد دادفر و کوله بار لبریز از تهی اصلاحات

 

 

 

هفته ی پیش در اکثر رسانه ها شنیدیم که محمد دادفر نماینده ی مجلس ششم و همشهری بنده به خاطر رخداد هایی که در دوران نمایندگیش، طی سال های 79 و 80 رخ داده و برخی مطالبی که مکتوب کرده، هم اکنون که در اواخر سال 85 به سر می بریم راهی زندان می شود.

 

دو مقوله در این باب قابل تامّل است.اول اینکه  هنوز می بینیم که آتش اصلاحات، آن انگشت شماران دلسوزش را که به هوای یک سری اصلاحات پا به مجلس گذاشته اند می آزارد.دوم اینکه نوع برخورد دستگاه قضا در این مورد است که در نوع خود جالب توجه است.

 

اثبات اینکه مهره های اصلاح طلب هیچ سودی برای جامعه نداشتند و آن فواید حاصل شده محصول فرآیند اصلاحات بوده- که مردم ماده ی اصلی اش بودند – کار زیاد مشکلی نیست و این بی کفایتی مهره هاست که امروز مایه ی دردسر آن انگشت شمار دلسوزان اصلاحات شده است.مهره های درشتی که زیر بار رخداد ها شانه خالی می کنند و مسئولیت را فراموش کرده و گاها آن را به مهره های ریزتر می سپارند. وانگهی اکنون عبرت است – که آنهم شاید – دست مارا بگیرد و دیگر هیچ.به گفته ی خود محمد دادفر همین مسائل مردم را زده و خسته کرد. و امروز می بینیم که آرای 70 درصدی به 23 درصد می رسد.

 

و اما مقوله ی دیگر و سوالاتی که مطرح است...

 

چرا دستگاه قضا بعد از تثبیت حکم صادره و قطعیت در اجای آن چیزی در حدود 4..5 سال آن را رها کرد و اکنون دست به کار شده؟

ازآنجا که شنیده ها حاکیست تعداد دیگری نیز اکنون همچین وضعیتی دارند سوالی پیش می آید که آیا فکر می کنید دستگاه قضا چرا یک نماینده ی اصلاح طلب مجلس ششم( مجلسی که تحت عنوان اصلاح طلبی اداره می شد) و در یک دولت اصلاح طلب مجازات نمی کند و آن را در یک دولت متضاد با دولت قبل و دارای حاکمیتی یک دست مخالف با مجلس و دولت قبل مجازات می کند؟

 

 

جواب با خودتان

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:27  توسط میلاد  | 

 

 

شهر من

 

 

 

شهر من اینجاست.

کوچک است

آزاد است

هنوز پس از باران بوی خاک نم خورده می تراود از زمینش

سایه ی نخلیست بر دریا.

بندری آرام و خاک خورده به قرن ها زندگی.

گوشه ی دنجی از خلیج.

بی قرار از امواج لامروّت

باد قوسش

سایه ی پیش

بوی شیخالی روی دیمیت

شهر من اینجاست

مشتی است از سر ظلم

لگدی از سر جور و جفا

به دل دریایی که همیشه طوفانیست

آرامشش مردمانیست از جنس خاک

از خشت خام آدمیت

گرچه گاهی کلوخی پوک شده بد رنگیش را می آورد

شهر من اینجاست

خوری دارد به مثال تشتکی آبی

 که پناهگاه غراب های اهالیست

غراب های بی بال پولک دار

که پهنه ی دریا را

قار قار کنان و کپ کپ زنان می خرامند.

شهر من اینجاست

شهر شیرمردان پارسی

شهر آتشی و فایز دشتی

شهر چاهکوتایی و دلواری

شهر من اینجاست

موطنی به تاراج رفته از گذشته تا به امروز

ای امان از دست آن شاه و این شیخ

شهر من اینجاست

گوشه ی دنجی از خلیج

در کنار اشک های خدا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 9:8  توسط میلاد  |