|
غولو زنگی افتو ول و کُه سبیل پلنگی افتو ول و کُه
|
اینجا همینجاست!
لطفا به گیرنده های خود دست نزنید.
اینجا فقط کمی قاطی پاطی شده است.
اینجا خیلی خوب است.
اینجا آدم دارد.آب دارد.خاک دارد.
اینجا حوالی صبح خروس ها می خوانند.
اینجا همیشه هوا طوفانیست.
اینجا پیر مغان ندارد.
اینجا فقط خرقه ی صوفی ملعبه ی دست است.
اینجا گردو دارد.پسته دارد.
گردو ها و پسته ها مدام در حال نبردند.
اینجا پسته هایش همیشه گریانند.
اینجا فندق هم دارد.
ولی فندق هایش بیشتر وقتها بی مغزن.
اینجا همه چیز خوب است.
فقط کمی قاطی پاطی شده است.
اینجا می شود گاهی از خدا مرخصی گرفت.
اینجا بد است.
اینجا می توان از قله ی کاج تا دره ی خلیج دوید.
اینجا می توان شب بود.تاریکی اعماق را دید.
اینجا گاهی دلت از بوی گند آفتاب پر است.
اینجا گاهی برای فریاد کشیدن چاه خلا هم نا امن است.
اینجا می توان بود.اما نمی توان دید.
اینجا چشمها را باید با ضد عفونی کننده ی تاژ شست.
اینجا باید گوشها ی زنگار گرفته را هم شست.
اینجا هیچ خطری کسی را تهدید نمی کند.
گاهی دلم می کشد از اینجا به آنجا بروم.
می گویند در آنجا اینقدر به حیوانهایشان احترام گذارده اند.
که اگر انسانی نیافتی می توانی حیوانی را همنشین خودت بکنی.
اینجا گاهی سرخ می شود.
اینجا باد سریعا همه ی بوها را می برد.
اینجا مرد که گریه نمی کند!
اینجا همه لالند.
یک نفر سالم باشد.به زندان می افتد.
یک نفر سالم نباشد بازهم به زندان می افتد
راستی! اینجا کسی حق ندارد کس دیگر را بکشد.
اینجا سفید است.
اینجا هیجا نیست.
اینجا همینجاست.
لطفا به گیرنده های خود دست نزنید.
اینجا فقط کمی قاطی پاطی شده است.
· گاهی افرادی پیدا می شوند که گردنشان را تبر نمی برد.
امروز دستم با یک کاغذ آ- چهار بریده شد.
This hole is a supposable enemy
which this enemy sometimes disturb my mind,
my ghost
and
…..my fucking memory.
Everybody one day fall down to this hole.
Too late or soon but this hole coming to our life.
sometimes this hole try to lie you to fall down to it.
sometimes this hole force you to fall down to it
and then you should try to up from hole.
v Now I’m trying to it
v I don’t like to call people to help me,but….i’m a little tired
تذکر نومچه ß
خوب مدتی بود گرفتار امتحانای میان ترم بودم و یه سری پروژه ی درپیت که کلی وقتمون رو گرفت.از اینها گذشته حقیقتا در طی یه سری فرآیند دل و دماغی برای به روز کردن نبود.حرفهای زیادی برای گفتن بود که فک کنم جاشون اینجا نبود.
----------------------------------------------------------------
معمولا خاطره نویسی اصولی دارد که در صورت زیر پا گذاشتن این اصول دیگر نمی توان نام خاطره بر آن گذاشت و شاید بشود وسیله ای برای تحریک یا ترغیب فرد یا افرادی در جهت انجام کاری.
در صحبت با بزرگتر ها احتمالا باید این قضیه را لمس کرده باشید که خاطره هایشان را می توان بر دو قسم دانست. خاطرات عام ( تعریفی ) ، خاطرات خاص ( تحریکی-ترغیبی).
خاطره های عام آنهاییند که گاها و فقط از سر یاد آوری دوران خوش یا تلخ گذشته بازگویی یا باز نویسی می شوند. ولی خاطره های خاص معمولا بصورت یک تجربه ی درست یا غلط بیان می شود که در جهت تحریک یا ترغیب فرد یا افراد در به کار گرفتن یا امتحان آن تجارب تلاش می کند.
این روزها به راحتی می توان با رفتن به برخی از این وبلا گهای همسایه نوشته های سکولاریستی وتحریک گرایانه یانه ی آنها را دید.جالب اینجاست که این نوشته های سکولاریستی با الفاظی بر ضد الهیات بیان می شوند که در نوع خود حیرت آور است.
گاهی آدم از خواندن این خاطرات اُقش می گیرد.( خواستم " این خاطرات " را لینک کنم.ولی خوب.....)
اینها وبلاگ هایی با اهداف دوگانه اند.بماند که گاهی خودشان هم این را نمی فهمند.
به عقیده ی من وقتی فردی نوشته ای را می خواهد در معرض دید قرار دهد( منظور از نوشته در اینجا، نوشته های حریم دار مثل خاطره نویسی است) باید همه ی ابعاد آن که از جمله رنگارنگی خوانندگان است را در نظر بگیرد.نمی توان مطلبی را هر چند با وجود آزادی بیان، بی پروا بیان کرد.
کاش کمی در نوشتن مسئولانه تر عمل کنیم.
--------------------------------------------------------------------
کوی و برزن نومچه ß
هی خانم کجا کجا؟!
گویا موسیقی ما تخمیر شده،مثل یک مخمّر عمل می کند.
در اتاق مهندس ابطحی مسئول بخش نوسازی بافت قدیم در مسکن شهر سازی بودیم آنهم در وقت اداری که به گوشمان خورد :
اگه یه وقت بغض می کنم
گاهی تبسم می کنم
خوب گفتیم مجاز است دیگر...بیچاره ها به همین هم قناعت می کنند.
توی ساختمان شورای شهر بودیم.از کنار اتاق شهردار می گذشتیم که شنیدیم:
کوچه های خلوت و قدم زدم
توی هفته های تلخ و بی صدا
حالا روزا همشون سه شنبه ان
لعنت خدا به این سه شنبه ها
حال کردیم وقتی یادمان آمد که آن روز هم سه شنبه است.
و نهایتا در اتاق قائم مقام دانشگاهمان بود که شنیدیم:
هی خانم کجا کجا؟!!!
موسیقی ما دارد به همه حال می دهد.
مخصوصا به نو محافظه کار ها.
-------------------------------------------------------------------------
پ.ن 1 : جالب شد. دوستی از کامنت دونیه ما، از بویی که درونش میاید اُقش گرفته بود.من بهش پیشنهاد می کنم طرف جاهایی که بوی بد می دهد نرود.حیف است حس شامه ی به این حساسی آزرده خاطر شود.
پ.ن ۲ : از اونجایی که می دانیم دیوار موش دارد.پس تقدیم به دیوار : ( البته اگر از بدشانسی ما گوش موش ها را نبریده باشند).
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
یا حق!